ازدواج و دخترها و پسرها • صفحه ۲

تبلیغات

تفاهم در ازدواج

تفاهم در ازدواج

 

 

 

تفاهم به معناي مقصود يكديگر را فهميدن و درك كردن مطلب همديگر است. تفاهم در ازدواج به معناي فهم مشترك يا فهم نزديك همسران نسبت به يک موضوع است. معمولاَ وقتي از افراد سؤال ميشود كه براي ازدواج موفق چه مواردي مهم است يكي از موارد مهمي كه از طرف اكثر افراد بيان ميشود، تفاهم است.

متأسفانه در ميان مردم، اکثراً تفاهم با توافق اشتباه گرفته ميشود. تفاهم يعني فهم نزديك به هم داشتن اما توافق يعني تلاش براي رسيدن به يک فهم نزديک به هم.

افرادي كه با هم تفاهم دارند به راحتي و سهولت با هم روزگار ميگذرانند اما آنها كه با هم توافق كرده اند ممكن است در طول زمان به توافقات خود پايبند نباشند و از توافق خود عدول كنند. تفاهم يعني من و تو بدون اينكه از قبل با هم توافق كرده باشيم، نظراتمان نزديك به هم است. اما توافق يعني من و تو لازم است انرژي مصرف كنيم و نظراتمان را به هم نزديك كنيم.

تفاهم بدون نياز به صرف انرژي به دلايل مختلف از جمله پيشينه ي همانند، از قبل در همسران وجود دارد. دليل اصلي اينکه ذکر ميشود افرادي که تفاوت زياد سني، فرهنگي اجتماعي، تحصيلي، ديني و … دارند براي ازدواج با يکديگر مناسب نيستند، اين است که اين افراد تفاهم زيادي با هم نخواهند داشت. تفاوتهاي فرهنگي، قومي، نژادي، سني، مذهبي، اجتماعي و تحصيلي باعث ميشود که نگرش افراد به دنيا و موضوعات زندگي متفاوت باشد. وقتي که نگرشها متفاوت باشد تفاهم با مشکل روبرو خواهد شد.

تفاهم در ازدواج چقدر مهم است

ابتدا بهتر است به تعریف تفاهم بپردازیم. زمانی که دختر و پسر از نظر فکری ، ذهنی و اخلاقی و حتی مذهبی اشتراکات زیادی با هم دارند و در مورد مسائل مختلف زندگی فهم مشترکی دارند می توان گفت بین آنها تفاهم وجود دارد.

از نظر عامه مردم دختر و پسری که با یکدیگر تفاهم دارند بهتر می توانند زندگی کنند. در واقع یکی از آنها طوری رفتار و برخورد می کند که طرف مقابل هم انها را می پسندد و دوست دارد.

از آنجایی که افکار ، اخلاق و باور جزء اصول مهم زندگی مشترک است ، پس ضروری است که تفاهم در ازدواج بین دختر و پسر وجود داشته باشد. از طرفی تغییر شخصیت و نحوه افکار عمل و اخلاق طرفین در دوران پس از ازدواج در واقع موضعی نشدنی یا سخت است. بزرگترین اشتباه در ازدواج این است که افراد تصور کنند اگر پیش از ازدواج تفاهم نباشد پس از شروع زندگی مشترک می توان به تفاهم رسید.

اگر ازدواج صرفا به خاطر عشق و دوست داشتن باشد احتمال دارد که از موضوعات مورد اختلاف چشم پوشی شود و در نتیجه به خاطر عدم تغییر رفتار و شخصیت در طول رابطه ، جدایی و طلاق اتفاق می افتد.

لذت جنسی و عاطفی بین دختر و پسر ممکن است باعث شود تفاهم در ازدواج به صورت موقتی بین دختر و پسر صورت گیرد.

با توجه به شرایط پیچیده امروزی تفاهم در ازدواج به صورت صد در صد امکان پذیر نیست و یافتن فردی که به طور کامل از نظر فکری ، اخلاق و باورها در یک سطح باشد ، سخت است.

برای رسیدن به تفاهم در زندگی زناشویی عواملی دخیل است که یکی از آنها پذیرش همدیگر است به همسرتان اجازه بدهید همان که هست باشد نه آن طور که شما دوست دارید از او توقع نداشته باشید، نوع دیگری فکر کند و یا طوری باشد که با خود واقعیش هماهنگی ندارد.

درک احساسات همسرتان عامل دیگری است که به شما کمک می کند تفاهم داشته باشید خود را جای یکدیگر بگذارید.

داشتن رابطه ی صادقانه و قابل اعتماد میان همسران سبب می شود که همسرتان با اطمینان کامل راز خود را به شما بگوید مطمئن باشید که بعدا بر ضد خودش به کار نمی برید.

هر فردی باید زمانی را برای خودش صرف کند و برای نیازهای شخصی خود نیز اهمیت قائل شود اگر ما برای رفع نیازهای دیگران از جمله همسر و فرزندان تلاش کنیم و برای خود وقت صرف نکنیم از عدم کمال خود احساس رنجش و خشم می کنیم بنابراین باید بین این دو تعادل برقرار کنیم و از زندگی شخصی خودمان نیز رضایت داشته باشیم.

تفاهم پس از ازدواج به وجود می‌آید؟

تفاهم به معنی تناسب و اشتراک طرفینی در حیطه فکر و اخلاق و عمل نقش اساسی در زندگی مشترک دارد چون دو نفری که این مقدار اشتراک دارند بهتر و با اختلاف کمتری می‌توانند با هم زندگی کنند.

با توجه به اینکه تفاهم اشتراک فکری و اخلاقی و عملی است، لازم است این اشتراک قبل ازدواج وجود داشته باشد چون ایجاد تفاهم بعد ازدواج در گرو تغییر فکر و اخلاق و رفتاری است که در معمول افراد کار مشکلی می‌باشد. بخاطر اینکه وقتی یک نفر سالها با یک نوع فکر و اخلاق و رفتار پرورش پیدا کرده است، بعید است که بعد از ازدواج به راحتی بتواند تغییر کند.

البته اگر اختلاف فکری اخلاقی رفتاری طرفین در موارد اصلی و زیاد نباشد، جذابیتهای عاطفی و جنسی طرفین سبب می‌شود که هر کدام بخاطر طرفش کوتاه بیاد یا او را به همین صورتی که هست بپذیرد و یا اینکه سعی کند خودش را تغییر بدهد. لذا وجود تفاهم در موارد اصلی به شرط وجود عشق و علاقه بین طرفین احتمالا کافیست و به تفاهم یا گذشتن از اختلافات جزئی کمک خواهد کرد.

بیشتر بدانید: نشانه های تفاهم با همسر

بیشتر بدانید: اختلافات اعتقادی زن و شوهر

 

به نقل از بیتوته

ویار به همسر در بارداری

ویار به همسر در بارداری

 

 

نفرت از همسر در دوره حاملگی به علت تغييرات هورمونی

در طول زمان مختلف حاملگی، هورمون های بدن زنان دائم در حال تغيير است. این تغييرات تأثير مستقیمی بر خلق و احساسات آنان دارد و سبب بی ثباتی هیجانی ميشود . همان طور که در زمان قاعدگی هیجان بسياري از خانم‌ها تحت‌تأثیر قرار می گیرد، در طول حاملگی این اثر میتواند بیش تر شود.

در این مدت خيلي از زنان گاهی تندخو تر شده و امکان دارد طیفی از هیجانات منفی مانند استرس و دلهره، غضب یا ناراحتی را تجربه کنند. بسياري از خانم‌ها متوجه میشوند که بیزاریشان از همسر غیرمنطقی بوده و به علت اثر هورمون هاست. اما این به معنای بی اهمیت بودن این احساسات نیست و نمی توان از آن چشم پوشی کرد . بهتر است دلایلی که سبب تشدید این احساسات منفی شده را شناسایی کرد و براي حل آن تلاش کنید. علامت های این زمان با علامت های  قبل از قائدگی مشابهت زيادي دارد.

بی توجهی همسر در زمان حاملگی

بیایید با هم روراست باشیم. برخی از مردان حقیقتا نمی دانند که مسئولیتشان در قبال یک زن حامله چیست. به عنوان مثال تعدادی از مردان نمی دانند هنگامی که همسرشان از وضعیت تهوع صبحگاهی رنج می برد این مرد خانواده است که انجام بعضی روش ها به عنوان مثال خرید از سوپر مارکت را انجام دهد. یا حتی آن عده ای هم که براي خرید به سوپر مارکت میروند نمی دانند چه چیزی بخرند و چه چیزی براي همسرشان خوب است.

این بی توجهی همسر در زمان حاملگی چندان براي زنان خوش آیند نیست. در این موارد رابطه با همسر و یادآوری بعضی وظیفه های پدرانه میتواند مشکل گشا باشد. زیرا زنان در این دوران صبر و تحمل کمتری دارند و نسبت به بی توجهی همسر حس بدی پیدا ميکنند و در نتيجه امکان دارد از وی بیزار شوند.

کسی که در این وضعیت بحرانی میتواند اوضاع را رو به راه کند پدر بزرگ آينده است. وی با به اشتراک گذاشتن تجربیات خود به پدر آينده و تأکید بر وظیفه های همسر در زمان حاملگی میتواند وی را براي مقابله با چالش های حاملگی آماده کند.

حساس شدن بیش تر به مشکلات

در طول زندگی هر زوجی، مشکلات تا حدی میتواند وجود داشته باشد. خيلي وقت ها رفتارهای اشتباه سهوی از مرد یا زن رخ ميدهد ولی طرف مقابل سریعتر از آن چشم پوشی ميکند . ولی در طول حاملگی، زنان به علت اثرات هیجانی بیش تر امکان دارد نسبت به اشتباهات و رفتارهای آزاردهنده همسر خود حساس شوند. به این ترتیب مشکلاتی که تا دیروز نادیده گرفته ميشد یا زودتر بخشیده ميشد ، در این مقطع بیش تر به چشم مي‌ايد ، باعث ازار بیش تر همسر شده و میتواند تنش بیشتری در روابط به وجود آورد .

سردي مردان در روابط در طول حاملگی

تغييرات دوران حاملگی و مشکلاتی که در اثر آن به وجود مي‌ايد ، مانند تغييرات ظاهری، تغييرات خلقی و رفتاری در زنان میتواند تا حدی سبب سرد شدن همسرشان در زندگی شود. همچنين مشکلاتی که در پی این تغيير رخ ميدهد ، میتواند رابطه زناشویی را تحت‌تأثیر قرار دهد. در این مواقع بسياري از مردان ترجیح می‌دهند بجاي حل مشکلات تا حد زيادي از آن کناره‌گیري و پرهیز کنند. به این ترتیب در این زمان روابط زوج میتواند تا حد زيادي به سردي کشیده شود. مشاوره جنسی و اگاهی با تغييرات فیزیولوژی و هیجانی آنان میتواند کمک کننده باشد.

علت بداخلاق شدن زن حامله

قبل از حاملگی حواس پرتی ها و فراموشکاری های مردان ممکن است تا اندازه ای قابل تحمل باشد. حتی برخی خرابکاری های غیرعمدی همسر هم میتواند به آسانی چشم پوشی شود. در واقع این که ميگويند عشق نابینا است کاملاً درست است. مانند این می ماند که دو طرف یک چشم بند بزرگ روی چشمانشان دارند. ولی در زمان حاملگی این چشم بند از روی چشم برداشته ميشود و زن نگاه دقیق تری به همسرش می کند؛ به همان شخصی که تا روز قبل هر لحظه زندگی اش را با وی خوش بوده و زمانی بهترین انتخاب وی بوده است.

عصبی شدن در زمان حاملگی مسئله ای طبيعي است. درست است که تمامی آدم ها نقاط ضعفی دارند، ولی چون همسر مدام در کنار زن است این نقاط ضعف پررنگ تر به نظر می رسند و اگر تغييرات هورمونی زمان حاملگی را به این مسئله اضافه کنیم علل قانع کننده ای براي بداخلاق شدن زن حامله خواهیم داشت.

نفرت از همسر در دوره حاملگی به علت ویار به بوی بدن همسر

زنان در زمان حاملگی به هر بویی حساسیت بی اندازه پیدا ميکنند . این مکانیزم به آنها کمک ميکند با تشخیص بهتر بوها از خوردن غذاهای مسموم پرهیز کنند. زنان در این زمان نسبت به بوی بدن همسرشان میتوانند بسیار حساس شوند. ولی بعضی از زنان امکان دارد در این زمان نسبت به بوی بدن همسرشان حس نفرت پیدا کنند تا حدی که حتی نتوانند تا مدتی با وی در یک اتاق باشند. با وجود این که حس نفرت از همسر که در بعضی زنان در زمان حاملگی رخ ميدهد تا حدی طبيعي است، میتواند تجربه آزاردهنده ای براي زوج بوده و رابطه زناشویی را تحت‌تأثیر قرار دهد.

مسئله مهم این است که مردان در این حالت، دچار حس پریشانی ناامیدی نشوند و با اگاهی و درک ماهیت این مشکل بتوانند با آن کنار بیایند. خود خانم های حامله هم با اگاهی و بینش در خصوص وضعیت بوجود آمده بهتر میتوانند بر این مسئله غلبه کنند و این دوره را بگذرانند. در این بین صبر و حوصله همسر و اطرافیان و داشتن حمایت، کمک و همکاري همسر براي حل مشکلات به وجود آمده بسیار حائز اهمیت است. همچنين در این مدت بهتر است از سرزنش کردن و تحت فشار گذاشتن زن حامله جلوگیری شود.

بیشتر بدانید: برای درمان ویار در بارداری چی بخوریم

بیشتر بدانید: تشخیص جنسیت با ویار بارداری

به نقل از بیتوته

تست MBTI برای ازدواج

تست MBTI برای ازدواج

 

انواع تستهای شخصیتی برای ازدواج

آشنایی با تست شخصیت شناسی  MBTI

خانواده، که «آلن بیرو» در فرهنگ علوم اجتماعی آن را ترکیبی می‌داند از زن و مردی که با هم رابطه جنسی قانونی و پایا دارند و در یک محل اقامت، با داشتن مناقع مشترک اقتصادی، به تولید مثل و تربیت فرزندان می‌پردازند؛ پیشینه‌ای به قدمت ظهور بشر بر روز کره‌ی زمین دارد. چه ازدواج یک نیاز طبیعی و فطری است که هدف و حکمت اصلی آن بقای نوع انسان می‌باشد و پاسخی است فرهنگی به یک میل ریشه‌دار برای مصاحبت، محبت و نیز پرورش فرزند. از این رو بیش از 95% بزرگسالان آمریکایی مانند مردم دیگر جوامع بشری در طول عمر خود ازدواج می‌کنند.(1)

با وجود مشکلات گوناگونی که در پنجاه سال اخیر، گیریبان‌گیر خانواده شده است، از قبیل تعویق ازدواج، افزایش طلاق، روابط فرازناشویی، خشونت‌های خانگی و زیاد شدن خانواده‌های تک والدی، اما ازدواج، هم چنان بهره‌های فراوان خود را به مردان و زنان متأهل می‌بخشد.

در یک پژوهش، میزان مرگ‌ومیر در مردان مجرد 45 تا 54 ساله در طی 10 سال 23 درصد و در مردان متأهل همان سن 11 درصد گزارش شده است. احتمال مرگ در اثر بیماری‌های قلبی و سایر بیماری‌ها در افراد جدا شده از همسر، بیوه و مجرد بدون در نظر گرفتن جنس و نژاد، بیشتر از افراد متأهل است. افراد متأهل حتی دستگاه ایمنی سالم‌تر دارند.(2)

«اینگلهارت» در سال 1990 روی نمونه‌ی بسیار بزرگ 163 هزار نفری در همه‌ی کشورها ارزیابی، مطالعه‌ای را انجام داد و نتیجه گرفت که افراد متأهل به طور کلی بسیار بیشتر از افراد مجرد بیوه و طلاق گرفته از زندگی راضی هستند و احساس مثبت و شادمانی دارند. در مطالعه‌ای که سال 1996 روی 829 مرد و زن که به مدت 7 سال صورت گرفت، معلوم شد که موارد افسردگی و مصرف الکل در افراد ازدواج کرده در مقایسه با افراد مجرد بسیار کمتر است.(3)

«مارتین سلیگمن»، روان شناس نامدار معاصر و پیشگام جنبش علمی روان‌شناسی مثبت، می‌نویسد: ازدواج گاهی به مانند یک غُل و زنجیر محکوم شده است و گاهی به عنوان عامل شادی همیشگی و پایدار ستایش می‌شود.

هیچ‌یک از این توصیفات مطلق نیستند اما بررسی‌های علمی و تجربی از ادیدگاه دوم – ازدواج عامل شادکامی پایدار – بیشتر حمایت می‌کند. ازدواج برخلاف ثروت و پول زیاد، که تأثیر اندک و کوتاه مدتی بر خوشبختی افراد می‌گذارد. با شادکامی انسآن‌ها پیوند بادوام و استواری دارد.(4) از همین رو در همه‌ی ادیان، خانواده نهادی مقدس است که به تشکیل و تحکیم آن سفارش زیاد شده است. قرآن کریم آن را کانون آرامش، مودت و رحمت می‌داند (روم/21) و پیامبر اسلام(ص) از آن به عنوان محبوب‌ترین بنای عالم هستی یاد می‌کند. اما تردیدی نیست که این همه برکت و بهره زمانی است که خانواده نهادی گرم با صفا، آرامش‌دهنده و تفاهم‌آمیز باشد.

دردناکانه، همه‌ی ازدواج‌ها به این فرجام نیکو نمی انجامند. واقعیت‌ها و آمارها نشان می‌دهد که کارون ازدواج – پس از شکل گیری و عقد زناشویی – در سه مسیر بالندگی، آشفتگی و گسستگی قرار می‌گیرد. برخی از خانواده‌ها چنان دچار آشفتگی هستند هک «برنشتاین» و «برنشتاین» در کتاب «زناشویی درمانی» می‌نویسند» برای بسیاری از افراد، طلاق موهبتی الهی است. طلاق به رابطه های زیان بخش، ویران گر و بسیار دردناک پایان می‌دهد. اما جدایی هم آثار مخرب فراوانی دارد. همین نویسندگان ادامه می‌دهند:

واقعیت طلاق این است که بیشتر افراد پس از آن احساس رنج و عذابی فراوان می‌کنند که به صورت آشفتگی، احساس تنهایی، فقدان هویت، اضطراب، احساس شکست، افسردگی، آزردگی و یا احساس گناه نمایان می‌شود.(5)

 از این رو در سه دهه‌ی اخیر به خاطر افزایش آمار طلاق و ناسازگاری‌های شدید و ادامه دار خانوادگی، در غرب، بسیاری از مردم، یا ازدواج خود را به تعویق می اندازند و یا تصمیم می‌گیرند هرگز ازدواج نکنند. با آن که در ایران با فرهنگ کهن و پرباری که دارد، خانواده نهادی مقدس است و تشکیل و تحکیم خانواده از جنبه های گوناگون تشویق و ترویج می‌شود، اما متأسفانه روندی جدایی از همسران در ده سال گذشته سیری فزاینده و نگران‌کننده داشته است. داده‌های پایگاه اطلاع رسانی سازمان ثبت احوال کشور نشان می‌دهد که نسبت طلاق به ازدواج از سال 1386 تا 1396 به صورت زیر بوده است:

1386 (87/11)، 1387 (54/12)، 1388 (12/14)، 1389 (39/15)، 1390 (39/16)، 1391 (11/18)، 1392 (6/20)، 1393 (58/22)، 1394 (9/23)، 1395 (36/26) و 1396 (58/22)

یعنی نسبت طلاق به ازدواج در ده سال گذشته تقریباً  دو برابر شده است. 
در کلان شهر تهران، نزدیک به 35 درصد ازدواج‌ها، در کمتر از 5 سال، به جدایی کشیده می‌شوند. این میزان در بخش های شمالی تهران به بالاتر از 55 درصد نیز می رسد. آمار دقیقی از فراوانی اختلاف‌های خانوادگی نداریم، ولی مشاوران حوزه‌ی خانواده و قضات دادگاه‌های خانواد را عقیده بر این است که نیمی از زنان و شوهران متأهل دارای مشکلت و ناسازگاری‌های گوناگون هستند. با این حساب می‌توان گفت تنها یک چهارم ازدواج‌ها به دور از گسستگی و آشفتگی در مسیر بالندگی و شکوفایی راه می‌سپارند!

«ماری جانان گیلبرت» (2015،، از روان شناسان دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، در مقاله‌ای با عنوان: «اثربخشی و مشاوره پیش از ازدواج» راه‌حل کاهش میزان طلاق و ناسازگاری همسران را در این می‌داند که به همسران جوان در آغاز تشکیل زندگی، آموزش داده شود که با آگاهی از مشکلات پیش روی زندگی و با چشم باز، گاه در مسیر پرفرازونشیب ازدواج بگذارند و بدانند هرمشکل به ظاهر کوچک در روابط همسران، همچون نشانه ی بروز سرطان، در مرحله‌ی نخست است که اگر به خوبی آن را بشناسند و به مقابله با آن برخیزند، از وخیم‌تر شدن و شدت گرفتن آن و پخش شدنش (متاستاز)، در دیگر ابعاد و عرصه‌های فردی و ارتباطی، جلوگیری خواهد کرد. (6) این رویکرد برای کسانی مفید و اثربخش است که دارای مشکل شخصیتی نباشند زیرا به نوشته‌ی مؤلفان کتاب «عشق دیوانه وار» بکی از دلسرد کننده‌ترین نکات در مورد اختلالات شخصیت این است که اشخاص در این اختلالات به ندرت تغییرات معناداری می‌کنند. آن‌ها می‌نویسند:

«اشخاص که در جوانی اختلال شخصیت دارند، الگوی اختلال شخصیت را در طول عمر خود یدک می‌کشند. هنگام آشنایی و قرار گذاشتن برای ازدواج، عاقلانه نیست که طرف مقابل را که اختلال شخصیت دارد تشویق کنید تا سبک شخصیتی بنیادی خود را درمان کند. با پی بردن زودهنگام به اختلال شخصیت طرف مقابل قدرت کنار گذاشتن او را خواهید داشت و درگیر دل شکستی‌ها و رنج های حاصل از روابط با او نخواهید شد.(7)


«اینگلهارت» در سال 1990 روی نمونه‌ی بسیار بزرگ 163 هزار نفری در همه‌ی کشورها ارزیابی، مطالعه‌ای را انجام داد و نتیجه گرفت که افراد متأهل به طور کلی بسیار بیشتر از افراد مجرد بیوه و طلاق گرفته از زندگی راضی هستند و احساس مثبت و شادمانی دارند. در مطالعه‌ای که سال 1996 روی 829 مرد و زن که به مدت 7 سال صورت گرفت، معلوم شد که موارد افسردگی و مصرف الکل در افراد ازدواج کرده در مقایسه با افراد مجرد بسیار کمتر است.

«بیل ادی»، نویسنده ی کتاب «ویرانگران زندگی» پنج تیپ شخصیتی که می‌توانند زندگی شما را خراب کنند»، می‌نویسد: «ویراست پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، می‌گوید حدود 15 درصد مردم دارای ملاک‌های اختلال شخصیت هستند. اکثر آن‌ها تشخیص داده نمی‌شوند، اما اطرافیان شان به مرور پی به مشکلات آن‌ها می‌برند. (DSM-5)، ده نوع اختلال شخصیت را برشمرده است که سه خصوصیت کلیدی مشترک دارند: 
-          ناکارآمدی میان فردی 
-          فقدان خودآگاهی اجتماعی
-          تغییر نکردن 
از بین مبتلایان به اختلالات شخصیت، پنج گروه که ده درصد مردم را تشکیل می‌دهند، اختلال‌های ویژه‌ای دارند، که اگر همسر، فرزند، دوست و همکار درازمدت شما باشند، می‌توانند زندگی‌تان را با اختلال‌های هیجانی جدی و گاه خطرناک خود ویران سازند.
اینان عبارتند از: بیماران خودشیفته، مرزی، ضداجتماعی (جامعه ستیزی)، پارانوئید (شکاک)، و نمایشی که علاوه بر سه ویژگی یاد شده، چهار خصوصیت مشترک دیگر هم دارند: 
-          همه‌یا هیچ اندیشی
-          هیجانات شدید و مدیریت نشده
-          رفتار یا تهدید افراطی
-          اشتغال ذهنی به سرزنش دیگران (8)
درباره‌ی تغییرناپذیری اختلال شخصیت به چند منبع علمی و مهم روانش شناسی، که به فارسی ترجمه شده‌اند، اشاره می‌کنیم:
اختلال شخصیت الگوی پایداری از تجربه و رفتارست که با انتظارات فرهنگ خود تفاوت زیادی دارد.(9)

نابهنجاری شخصیت به شکل رفتارهای سازش نایافته، غالباً زیان بخش برای فرد و دیگران و به طور محسوس فاقد نوآوری و غنا آشکار می‌شوند. این اختلالات که از حد نوجوانی و حتی زودتر از آن در فرد وجود داند، عمیقاً در وجود او درآمیخته ان و مانند نشآن‌های روان آزردگی، تضادی دردناک را که در دل فرد تیر می‌کشد برنمی‌انگیزند، بلکه برعکس به منزله‌ی رگه‌های اصیل اند و شخصیت چنان پای در گِل بیماری فرو رفته است که دیگر بین آن و نشانه‌های بیماری مرزی وجود ندارد.(10)
اختلالات شخصیت شیوه‌های پایدار غیرانطباقی و انعطاف‌پذیر برقراری ارتباط با محیط هستند.

افراد گرفتار اختلال شخصیت معمولاً از رفتارشان خرسندند. آن‌ها برخلاف اشخاص مضطرب و یا افسرده که به شدت احساس ناراحتی می‌کنند، ناراحت نمی‌شوند مگر این که مشکلات‌شان به قدری شدت یابد که آن‌ها را از پای در آورد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت، محیط، اطراف، و نه الگوهای رفتار انعطاف‌ناپذیر خود را، علت مشکلاتی که با آن‌ها مواجهند، قلمداد می‌کنند.

چون شخص مبتلا به اختلال شخصیت معمولاً در تمام طول عمر خود حتی یکبار هم به متخصصان بهداشت روانی مراجعه نمی‌کند، اتفاق نظر بر این است که که درمان بیشتر اختلالات شخصیت دشوار است. به دلایل متعدد از جمله: انگیزه‌ی ضعیف برای تغییر که سبب افزایش احتمال قطع برنامه‌ی درمانی از سوی این بیماران می‌شود، این نکته صحیحی به نظر می‌رسد.(11)

به جز اختلال شخصیت، که به آشفتگی‌های شدید و تقریباً تمام ناشدنی در روابط همسران و در بسیاری موارد، جدایی آن‌ها از یکدیگر می‌انجامد، تفاوت زیاد در ویژگی‌های شخصیتی افراد سالم نیز باعث نارضایتی و ناسازگاری آن‌ها می‌شود.

«کسپی و هرینر» زوج‌های میان سالی را طی یک دوره ی 11 ساله مطالعه کردن و نتیجه گرفتند، شباهت شخصیتی بین همسران تداوم بخش رضایت زناشویی و نیز ثبات شخصیتی آنان است.(12)

این بررسی‌ها تایید کننده‌ی «نظریه‌ی جذب مشابه» است. در توضیح این نظریه؛ «لارسن» و «باس» می‌نویسند: در قرن بیستم درباره‌ی این که چه کسی جذب چه کسی می‌شود، دو نظریه‌ی علمی مطرح شده‌اند. در «نظریه‌ی نیازهای مکمل» فرض بر این است که افراد جذب کسانی می‌شوند که خصلت‌های شخصیتی متفاوتی با آن‌ها دارند. برای مثال ممکن است افراد سلطه گر نیاز داشته باشند با کسانی رابطه برقرار کنند که بتوانند او را کنترل کنند یا تحت نفوذ خود درآورند.

در مقابل، در «نظریه‌ی جذب مشابه»، فرض بر این است که افراد جذب کسانی می‌شود که ویژگی‌های شخصیتی مشابهی با آن‌ها دارند. به عنوان مثل افراد برون‌گرا ممکن است همسری را دوست داشته باشند که او نیز برون‌گرا باشد، تا به این طریق بتوانند با هم به مهمانی بروند. عبارت «کبوتر با کبوتر، باز با باز» خلاصه ی این نظریه است.

اگرچه در طول قرن بیستم، این دو نظریه طرفداران زیادی داشتند، اما اکنون نتایج پژوهش‌ها حمایت چشم‌گیری برای نظریه‌ی «جذب مشابه» آورده است و نظریه‌ی «نیازهای مکمل» را تأیید نمی‌کند.

در واقع به یقین ثابت شده است که تنها ویژگی‌ای که براساس آن متضادها جذب زنان می‌شود و زیان نیز معمولاً جذب مردان. یکی از رایج‌ترین یافته ها در پژوهش‌های مربوط به انتخاب همسر – این که افراد با کسانی ازدواج می‌کنند که مشابه آنها هستند – پدیده‌ای موسوم به «همسریابی گزینشی» است:

در مورد هر متغییر که بررسی می‌شود، از اعمال منفرد گرفته تا جایگاه قومی نژادی، به نظر می‌رسد افراد همسرانی را انتخاب می‌کند که مشابه آن‌ها هستند. حتی در حدس زدن شخصیت افراد از روی چهره – ارزیابی صفات شخصیتی تنها بر مبنای قضاوت از روی تصویر – نیز همسریابی گزینشی دیده می‌شود.(13)

هم اکنون در ایران، دوازده میلیون افراد بالاتر از 18 سال در سن ازدواج قرار دارند که به دلایل گوناگون نمی‌توانند تشکیل خانواده دهند. از مهم‌ترین موانع ازدواج، پیدا نکردن همسر دل خواه است؛ کسی که از سلامت جسمی شخصیتی، اخلاقی، خانوادگی و جنسی برخوردار باشد و در ویژگی‌های اساسی سنی، ظاهری، تحصیلی، اقتصادی اجتماعی، فرهنگی و دینی هماهنگی‌های و همسانی‌های لازم را با فرد متقاضی ازدواج داشته باشد.

چون راه کارهای سنتی پاسخ‌گوی این نیاز جدی و گسترده نیست، در سال‌های اخیر ده‌ها موسسه و صدها سایت قانونی و غیرقانونی، در زمینه‌ی همسریابی فعال شده‌اند و هر کدام به گونه‌ای برنامه‌های خود را تبلیغ می‌کنند.

در سال گذشته، مدیران برنامه‌ی نرم افزاری (اپلیکیشن) «آدم و حوا»، وابسته به مجموعه‌ی «راصف»، با هدف واسطه‌گری بومی و اسلامی در امر ازدواج، از سامانه‌ی خود رونمایی کردند. یکی از دست اندرکاران این مؤسسه، در مصاحبه با خبرگزاری فارس، مزیت این سامانه را استفاده از اجرای آزمون روان شناختی MBTI توسط جویندگان همسر مطلوب اعلام کرد تا از این راه، اشتباه در تصمیم‌گیری، سرگردانی و تنوع طلبی افراد به طرز چشم‌گیری کاهش یابد.

 

«پاول تیگر» و «باربارا بارون تیگر»، نویسندگان کتاب «همسر مناسب شما» که مروج اصلی دست اندرکاران سامانه‌ی آدم و حوا ونیز منبع علمی آموزش دهندگان و مروجان ایرانی این آزمون است، می‌نویسند:

شناختن گونه‌های شخصیتی برای جوانانی که به دنبال شریک زندگی می‌کردند و نیز برای کسانی که طرف مقابل خود را یافته‌اند اما مطمئن نیستند که آیا مناسب یکدیگر هستند یا خیر، بسیار مهم است. درک کردن تیپ یا گونه‌های شخصیتی این امکان را فراهم می سازد تا با چشمانی باز به جلو قدم بردارید و درباره‌ی خود و آن چه ازدواج شما را موفق می‌کند، مطالب فراوانی بیاموزید.

«درک کردن تیپ شخصیتی» ابزار قدرتمندی است که پس از ازدواج هم به زوج‌ها کمک می‌کند تا با هم رابطه‌ی بهتری داشته باشند.(14)

مولفان کتاب «عشق دیوانه وار» می نویسند: «اشخاص که در جوانی اختلال شخصیت دارند، الگوی اختلال شخصیت را در طول عمر خود یدک می‌کشند. هنگام آشنایی و قرار گذاشتن برای ازدواج، عاقلانه نیست که طرف مقابل را که اختلال شخصیت دارد تشویق کنید تا سبک شخصیتی بنیادی خود را درمان کند. با پی بردن زودهنگام به اختلال شخصیت طرف مقابل قدرت کنار گذاشتن او را خواهید داشت و درگیر دل شکستی‌ها و رنج های حاصل از روابط با او نخواهید شد.

برای این که ببینم آزمون  MBTI، اعتبار و دقت لازم را برای از بین بردن دو دغدغه‌ی مهم متقضایان ازدواج یعنی:
1 - تشخیص و کنار گذاشتن افرادی که اختلال شخصیت دارند و ازدواج با آن‌ها، زندگی مشترک را درگیر بحران‌ها و آسیب‌های فراوان می‌کند و سرانجام پیوند همسری را از هم می‌گسلد؛
2- پذیرفتن اشخاص سالم و بهنجاری که در ویژگی‌های اصلی شخصیت، تشابه و هماهنگی‌های لازم را با او دارند.

نخست، این آزمون را معرفی می‌کنیم، آن گاه به نقد علمی آن می‌پردازیم و سپس اعتبار و کارآمدی آن را در فرایند همسرگزینی از نظر می‌گذارنیم.

سنخ نمای مایرز – بریگز

«کاترین بریگز» که هیچ گونه آموزشی در روان‌شناسی ندیده بود، در اوایل قرن بیستم میلادی، به تدوین سنخ‌شناسی خاص خود پرداخت. او هنگامی که ترجمه‌ی انگلیسی «سنخ‌های روانی» تألیف «کارل یونگ» را خواند، مفاهیم آن را کاملاً همانند کارهای خود، اما بسیار سازمان یافته‌تر یافت. «بریگز» از ساخت سنخ‌شناسی خودش چشم پوشید و به جای آن به کار روی نظام قابل فهم‌تر یونگ دست زد. وی همراه دخترش «ایزابل بریگز مایرز»، یک پرسش‌نامه برای اندازه‌گیری سنخ‌های شخصیتی ابداع نمود.(15)
این آزمون با سنجیدن هشت ترجیح بنیادی اطلاعاتی را درباره‌ی شخصیت فراهم می‌کند: 
برون‌گرا – درون‌گرا / حسی – شهودی / با فکر – با احساس / قضاوت کننده – ادراک کننده
این هست ترجیح بنیادی چهار نمره در پاسخ به پرسش های زیر به دست می‌دهند:
برون‌گرا هستید یا درون‌گرا؟ تجربه گرا یا شهودی، با کفر یا یا احساس؟ قضاوت کننده‌اید یا ادراک کننده؟ پس از ترکیب این چهار نمره، سنخ‌ها یا تیپ ها مشخص می‌شود. در واقع با این چهار نمره هر فرد در یکی از 16 سنخ قرار داده می‌شود. فرم اصلی MBTI، یعنی برگه‌ی G، 126 سئول یا گویه دارد: که از فرم 166 گویه‌ای F برگرفته شده است. فرم‌های کوتاه‌تری از آن نیز تهیه شده است.

در ایران، فرم‌های 88 سئوالی یا 92 سئوالی رواج دارد. اگر چه این آزمون را در اصل برای کاربرد در آموزش مشاوره راهنمایی شغلی و گروه بندی در محیط کاری تدوین کرده‌اند. اما در زمینه های گزینش کارکنان نیز به طور وسیعی استفاده می‌شود و اخیراً برای همسرگزینی و مشاوره‌های خانوادگی نیز آن را تبلیغ می‌کنند.

 

انتقادهای علمی به آزمون MBTI

به رغم رواج گسترده‌ی « MBTI» در میان طرفداران روان‌شناسی تحلیلی، پژوهش‌ها نشان می‌دهد که آن چه این آزمون اندازه می‌گیرد ممکن است سنخ‌های یونگ نباشد. بلکه ابعاد اصلی شخصیت است که در سایر بررسی‌ها هم به نحوه مشخص‌تری دیده می‌شود. «مک کری» و «کاستا»، تدوین گران الگوی پنج عاملی شخصیت توصیه می‌کنند که چهارچوب تفکر یونگی و MBTI بهتر است کاملاً از هم جدا شوند.(16)

اگر بپذیریم پایه های نظری آزمون MBTI آن گونه که سازندگان و طرفدارانش می گویند نظریه‌ی سنخ‌های شخصیتی یونگ است. روان شناسنان دانشگاهی یا پژوهشگر، در سطح وسیعی نظریه‌ی یونگ را مورد تایید قرار نداده‌اند. به این دلیل که همه‌ی افراد در «سنخ‌هایی» مثل تی برون‌گرا یا تیپ درون‌گرا نمی گنجد بلکه اکثر صفات به طور طبیعی توزیع می‌شود. مولفان کتاب روان‌شناسی شخصیت این مطلب را به تفصیل توضیح داده‌اند.

در حالی که در کتاب «همسر مناسب شما» به هشت زوحی که در چهار ترجیح خود کاملاً متفاوت هستند، برای نمونه: ISFJ) با(ENTP ، INTP) با (ESPF و INPT) با(ESTJ ، نه تنها توصیه نمی‌کند به همسری هم در نیایند بلکه با آن‌ها نیز مانند زوج‌های کاملاً مشابه ESTJ) با (ESTJ توصیه‌های اخلاقی بدون ضمانت عملی می‌کنند.
انگار هیچ فردی از آن 15% جمیعت مردمی که دارای اخلتلا شخصیت هستند در جامعه‌ی اتوپیایی MBTI پیدا نمی‌شوند! و انگار همه‌ی افرادناسازگار، بدون مشاوره و روان درمانی علمی و گاه بلندمدت، می‌تواند با تذکرهای اخلاقی به سرعت به تفاهم برسند


 

ویژگی‌های روان‌سنجی ضعیف

اساسی‌ترین ویژگی‌های روان‌سنجی یک آزمون عبارتند از: اعتبار، پایایی، نُرم یا هنجار.
اعتبار آزمون به معنای میزان کارآیی آن بر روی اندازه‌گیری خصیصه‌ای است که به منظور اندازه‌گیری آن خصیصه ساخته شده است. «کاپلان و ساکورز»، اعتبار را هماهنگی بین نمره‌ی آزمون با صفت یا خصیصه ای که آزمون برای اندازه‌گیری آن ساخته شده است، می‌داند. اعتبار انواع زیادی دارد که مهم‌ترین آن‌ها اعتبار محتوا، اعتبار وابسته به ملاک شامل: اعتبار پیش بین و اعتبار هم زمان هستند.

اعتبار محتوا، یعنی این که آزمون تا چه حد حیطه ها و هدف های موضوعی را که می خواهد بسنجد در بر می‌گیرد و با آن‌ها مطابقت دارد. اعتبار پیش بین یعنی بین نتیجه‌ی حاصل از اجرای آزمون و نتایجی که بعداً بدست می‌آید همبستگی وجود داشته باشد.

اعتبار همزمان رابطه‌ی همزمان بین آزمون و ملاک (سلامت روان، کارآمدی شغلی و...) را مشخص می‌کند. هم چنین اگر همبستگی آزمون با آزمون‌های معتبر دیگری که هم محتوای آن هستند و هر دو به طور همزمان در یک نمونه از افراد اجرا می‌شوند بالا باشد، آزمون از اعتبار لازم برخوردار است.

نُرم یا هنجار، عبارت است از متوسط عملکرد گروه نمونه‌ی از آزمودنی‌هایی که به روش تصادفی از یک جامعه‌ی تعریف شده انتخاب می‌شوند. نُرم آزمون‌های استاندارد شده براساس توزیع نمره‌ای خام گروه نمونه‌ای از آزمودنی بدست می‌آید. میانگین و نقطه 50 درصدی این توزیع، شاخص‌هایی از متوسط عملکرد گروه و عبارت دیگر نُرم یا هنجار در گروه است. هر آزمون باید نُرم‌های جنستی، سنی محلی، منطقه‌ای و ملی داشته باشند.(17)

بررسی‌های علمی فراوانی نشان داده‌اند که آزمون MBTI ویژگی‌های روان‌سنجی ضعیفی دارد که نمی‌توان به عنوان یک پرسشنامه‌ی روان شناختی شخصیت به آن اعتماد کرد.

«لارسن» و «باس» می‌نویسند: درباره‌ی اعتبار آزمون MBTI، ده‌ها بررسی منتشر شده است که در اکثر موارد، در آن‌ها طبقه‌بندی‌های سنخ با ترجیحات شغلی مرتبط دانشته شده‌اند. ام این بررسی‌ها به این دلی که اکثر جزئیات آماری لازم برای تعیین معنادار بودن تفاوت‌ها را شرح نداده‌اند، مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.

«هانسلی»، «لی» و «وود» اشاره می‌کنند که در زمینه اعتبار پیش بین آزمون MBTI هیچ تحقیق مناسبی صورت نگرفته است. اجرای همزمان MBTI با دو آزمون معتبر شخصیتی سه عاملی آیزنک و پنج عاملی، هم خوانی کمی را نشان داده است. با روش تحلیل عاملی معلوم شده است که هر چند ساختار عاملی مشاهده شده با چهار ترجیح شخصیتی،  در سطح پایین‌تر از بهینه، مطابقت دارد، اما تناسب و قابل‌قبول بودن 16 سنخ شخصیتی، با داده‌های واقعی آزمون، ضعیف گزارش شده است. همسانی درونی آزمون از طریق بازآزمایی برای چهار سنخ اصلی قابل قبول و برای 16 سنخ فرعی ضعیف بدست آمده است. در هنجاریابی، نداشتن نقطه‌ی برش مناسب برای آزمودنی‌ها در هر کدام از 16 سنخ مشکلی اساسی است.

با آن که سازندگان آزمون آن را متناسب با گروه‌های سنی 15 سال تا بالای 60 سال می‌دانند. اما نُرم‌های خاصی برای زنان و مردان، گروه‌های سنی مختلف، گروه‌های اقلیت افراد در فرهنگ های مختلف بدست نیامده است.

در حقیقت هنجاری های این آزمون، همان هنجارهای بزرگسالان آمریکایی است. سرانجام، «لاینون» و «گوداشتاین» در جمع‌بندی پژوهش‌هایی که درباره‌ی ویژگی‌های روان‌سنجی این آزمون صورت گرفته است، می‌نویسند:

«با این که شواهد روان‌سنجی MBTI، حاکی از آنند که هر کدام از ابعاد آزمون، نوعی پیوستار هستند، اما ادبیات تفسیری بیانگر آن است که هر کدام از این چهار قطب را باید نوعی «دوگانگی متضاد» تلقی کرد. نه یک پیوستار. شواهد آماری اندکی در تأیید این دیدگاه به چشم می‌خورد و موضوع سنخ‌های مختلف در برابر نمره‌های پیوسته را باید حل ناشده تلقی کرد.

به رغم چندین دهه پژوهش راجع به MBTI، داده‌های بسیار اندکی در خصوص اعتبار این آزمون وجود دارد. قسمت اصلی ادبیات فنی منتشره از نوع همسانی درونی، همبستگی با سایر پرسشنامه‌های خودسنجی با وصف حال و تفاوت نمره‌های MBTI در میان گروه‌های شغلی مختلف بوده است و تعداد اندکی از آن‌ها اشاره‌ی مستقیمی به مبحث اعتبار داشته‌اند. علاو بر آن، پیکره‌ی گسترده‌ای از رساله‌ها و پایان نامه‌های منتشر نشده، به لحاظ روش شناختی، دارای یکی دو نقص اصلی و جدی هستند. توصیه می‌شود که هنگام ارزیابی اشخاص با استفاده از MBTI رعایت احتیاط به عمل آید.

MBTI و انتخاب همسر

گفتیم که از ترکیب چهار بُعد برون‌گرا  (E)– درون‌گرا  (I)– حسی  (S)– شهودی یا شمی  (N)– فکری(T)  – احساسی(F)  و داوری کننده(J)  – ادراک کننده (P)، هست ترجیح بنیادی فراهم می‌شود که هرکدام را می‌توان به به دوگونه پاسخ داد. سرانجام با یان چهار پاسخ یا نمره، فرد در یکی از پاسخ به دست آمده قرار می‌گیرند هر سنخ با چهار حرف مشخص می‌شود، برای نمونه:
INFJ درون‌گرا، شهودی، احساسی و داوری کننده 
ESTP برون‌گرا، حسی، متفکر و ادراک کننده

 در ازدواج قرار است هر کدام از مردانی که یکی از سنخ‌های شخصیت 16 گانه را دارند با یکی از زنانی که او هم دارای یک سنخ از 16 سنخ شخصیتی است، ازدواج کند، از ترکیب شخصیتی 16 گونه مردان با 16 گونه زنان و با حذف ترکیبات مشابه 126 ترکیب بدست می آید. یعنی 126 گونه زنان و مردان با سنخ‌های خاص خود.

نویسندگان کتاب «همسر مناسب شما» در فصل های چهارم تا سیزده (آخرین فصل) و 370 صفحه، ذیل عنوان‌های شادی ها، نارضایتی ها و ویژگی‌های شخصیتی هر کدام از همسران را بیان کرده‌اند و برای برقراری ارتباط و تفاهم بهتر، توصیه‌های اخلاقی جداگانه و متفاوتی را به یادشان آورده اند. با این حساب هر فردی با هر سنخ شخصیتی، می‌تواند با فرد دیگری از بین این 126 گونه شخصیت ازدواج کند. از شادی هایی که با هم خواهند داشت خرسند باشد، برای نارضایتی‌ها شکیبایی و مدارا پیشه کند و با به کار بستن سفارش‌های مؤلفان کتاب بر سازگاری و تفاهم خود با همسرش بیفزاید.

در این آزمون، دیگر نشانی از مبتلایان به یکی از انواع ده گانه‌ی اختلال شخصیت – که ازدواج با آن پرآسیب و ویرانگر است – نمی‌بینیم.

نویسندگان تصریح می‌کنند: در صحبت هایی که با روان درمان گرهای متخصص در شخصیت داشتیم، اغلب آن‌ها معتقد بودند زوج‌هایی که یکی داوری کننده (J) و دیگری ادراک کننده یا ملاحظه کننده (P) هستند، بیش از سایر زوج‌ها با هم اختلاف‌نظر پیدا می‌کنند.

حال، اگر یکی از این دو نفری که بیش از دیگران با هم ناسازگارند، درون‌گرا و دیگری برون‌گرا باشد، اختلاف‌هایشان زیادتر می‌شود. به همین ترتیب، اگر این دو نفر در سایر ویژگی‌های شخصیتی نیز با هم فرق داشته باشند، ناسازگاری‌شان شدت می‌گیرد و ادامه می‌یابد.

در چنین وضعیتی، عقل، تجربه و علم می گویند باید سفارش کنیم با چنین افرادی که در ویژگی‌های اساسی شخصیت تفاوت دارند تا ازدواج نکنند و اگر پیوند زناشویی بسته باشند انتظار داریم روابط شان به سرعت به درگیری‌ها و جدایی کشیده شود.

در حالی که در کتاب «همسر مناسب شما» به هشت زوحی که در چهار ترجیح خود کاملاً متفاوت هستند، برای نمونه:  ISFJ) با(ENTP ، INTP) با (ESPF و INPT) با(ESTJ ، نه تنها توصیه نمی‌کند به همسری هم در نیایند بلکه با آن‌ها نیز مانند زوج‌های کاملاً مشابه ESTJ) با (ESTJ توصیه‌های اخلاقی بدون ضمانت عملی می‌کنند.

«هانسلی»، «لی» و «وود» اشاره می‌کنند که در زمینه اعتبار پیش بین آزمون MBTI هیچ تحقیق مناسبی صورت نگرفته است. اجرای همزمان MBTI با دو آزمون معتبر شخصیتی سه عاملی آیزنک و پنج عاملی، هم خوانی کمی را نشان داده است. با روش تحلیل عاملی معلوم شده است که هر چند ساختار عاملی مشاهده شده با چهار ترجیح شخصیتی، در سطح پایین‌تر از بهینه، مطابقت دارد، اما تناسب و قابل‌قبول بودن 16 سنخ شخصیتی، با داده‌های واقعی آزمون، ضعیف گزارش شده است. همسانی درونی آزمون از طریق بازآزمایی برای چهار سنخ اصلی قابل قبول و برای 16 سنخ فرعی ضعیف بدست آمده است. در هنجاریابی، نداشتن نقطه‌ی برش مناسب برای آزمودنی‌ها در هر کدام از 16 سنخ مشکلی اساسی است. 

انگار هیچ فردی از آن 15% جمیعت مردمی که دارای اخلتلا شخصیت هستند در جامعه‌ی اتوپیایی MBTI پیدا نمی‌شوند! و انگار همه‌ی افرادناسازگار، بدون مشاوره و روان درمانی علمی و گاه بلندمدت، می‌تواند با تذکرهای اخلاقی به سرعت به تفاهم برسند، مواردی از اندرزهای اخلاقی که مسئولان سامانه آدم و حوا و همه‌ی شیفتگان و مبلغان MBTI با احتمال زیاد، به فراد با سنخ شخصیتی ENTJ (مثال موردی سامانه) که با فرد ESFP – که ازدواج کرده است و هیچ وجه مشترکی با او ندارد، برای برقراری رابطه‌ی بهتر ارائه می‌دهند – به این قرار است:
-   به خلوت و تنهایی همسرتان احترام بگذارید. به او برای نیازش به تنها بودن احساس گناه ندهید.
-   از همسرتان انتظارات بیش از اندازه نداشته باشید. از تلاش های همسرتان قدردانی کنید.
-   با دادن هدیه های غیرمترقبه همسرتان را شگفت زده کنید.
راستی، وقتی برای هر سنخ شخصیتی می‌توان 126 با سنخ‌های شخصیتی متفاوت را برگزید، سامانه‌های آدم و حوا چگونه جلوی تنوع طلبی افراد را می‌گیرد؟

نویسندگان کتاب «همسر مناسب شما» که درس‌نامه‌ی مرجع آموزش دهندگان و ترویح کنندگان ایرانی MBTI است، برخلاف آخرین یافته های پژوهشی که «نظریه‌ی جذب مشابه» و «پدیده‌ی همسریابی گزینش» برخاسته از آن را تأیید کرده‌اند و در رد «نظریه‌ی نیازهای مکمل» به طنز گفته‌اند: تنها ویژگی‌ای که براساس آن متضادها جذب هم می‌شوند، جنسیت زیستی است! اعتقاد دارند اگر همسران هر چه تشابه بیشتری داشته باشند بهتر یکدیگری را درک می‌کنند. اما اگر هم وجوه مشترک‌شان کم باشد نیز می‌توانند با یکدیگر رابطه‌ی عالی داشته باشند. آیا این روش غیر علمی و این سفارش‌های کلی و کلیشه‌ای شما را به یاد «اثر بارنوم» نمی‌اندازد؟

 

اثر بارنوم چیست؟

اثر بارنوم

«ارتور اس ربر»، در «فرهنگ روان‌شناسی توصیفی» در توضیح «اثر بارنوم» (Barnum Effect) می نویسد:
این اصطلاح به افتخار کارآفرین، شومن و شالاتان معروف، «پی، تی، بارنوم» وضع شده است که بش از همه با یان کلمات قصارش که «در هر دقیقه، یک حقه باز به دنیا می آید!» شهرت دارد. این عبارت به این حقیقت دلالت دارد که یک توصیف شخصی با جمله بندی زیرکانه مبتنی بر عبارت‌های کلی و کلیشه ای بلافاصله به عنوان یک توصیف شخصی درست از سوی بیشتر مردم پذیرفته می‌شود. این اصل زیربنای فریبکاری‌های فال‌گیران، طالع‌بینان و فکرخوانان است و اغلب باعث آلوده شدن تحقیقات درست و مشروع مربوط به ارزیابی شخصیت می‌شود.(19)

در کتاب ارزشمند «روان‌شناسی شخصیت» چنین آمده است:
عبارت‌های بارنوم عبارت‌هایی عمومی هستند که می‌توانند در مورد هر کسی صادق باشند. با این همه، آن‌ها را اغلب به طور خاص برای خوانندگان بخش توصیه‌های طالع‌بینی به کار می‌گیرند. پیش گویی های طالع بینانه در روزنامه‌ها و مجلات خیلی مورد اقبال هستند. برای مثال: «گاهی اوقات درباره‌ی این که آیا کاری را درست انجام داده‌اید تردید دارید» یا «نیاز دارید دیگران شما را دوست داشته باشند یا تحسین کنند» یا «اگر چه می‌توانید با یک موقیعت ناخوشایند کنار بیایید، اما معمولاً دوست دارید اگر می‌توانید از آن اجتناب کنید»، این ها عبارت‌های بارنوم هستند. افراد چنین عبارت‌هایی را می خوانند و فکر می‌کنند، «بله، همه اش در مورد من صدق می‌کند»، در حالی که در حقیقت چنین عبارت‌هایی می‌تواند در مورد هر کسی صادق باشد. مفسران آزمون شخصیت نیز گاهی اوقات تفسیرهایی می‌کنند که شامل عبارت‌های بارنوم هستند. یکی از مؤلفان این کتاب، برای نشان دادن این مطلب، نسخه ای از یک آزمون بسیار رایج شخصیت، به نام «سنخ نمای شخصیت مایرز – بریگز» (MBTI) را به صورت اینترنتی تکمیل کرد. سپس او پاسخ های خود را به سه موسسه‌ی اینترنتی تفسیر کننده‌ی آزمون فرستاد تا از شخصیت خود بازخورد بگیرد. بعد از خوانددن نتایج اولین تفسیر، وی احساس کرد که آن جمله ها در مورد صدق می‌کنند: «شما از این که رویدادهایی را که در اطراف‌تان می گذرد از دست بدهید متنفرید...، همیشه سعی دارید واقعیت را به اطرافیان تان بگویید...، تلاش می کنید قابل اعتماد و صادق باشید و با دیگران به خوبی ارتباط برقرار کنید...»، تفسیر دوم هم به نظر دقیق می‌آمد: «می خواهید دیگران شما را دوست بداند و تحسین کنند...، به ایده های جدید علاقه مندید...، جذابیت زیادی دارید و دیگران صادقانه شما را دوست دارند...، بعضی وقت‌ها گستره‌ی توجه شما می‌تواند محدود باشد...، دیوان سالاری را دوست ندارید...»، تفسیر سوم نیز به نظر مصداق داشت: «از این طرف و آن طرف رفتن خوش تان می آید...، در عین حال که می‌توانید هوشمند، جدید و همه کاره می آید...، قادرید با تلنگری، تغییر حالت بدهید و کودکانه رفتار کنید...، دوست دارید خوش باشید...، از یادگرفتن چیزهای جدید لذت می برید و خویشتن‌داری خوبی دارید...».

همه‌ی این تفسیرها در مورد این نویسنده ی کتاب، صادق به نظر می آمدند، تنها مسئله این بود که پاسخ به این پرسشنامه‌ها تصادفی انجام گرفته بود. به عبارت دیگر، مولف این کتاب سئوالات را نخوانده بود، اما صرفاً «درست» یا «غلط» را به طور تصادفی علامت زده بود. پس چرا این تفسیرها این قدر شخصی و مستقیماً صادق به نظر می‌رسیدند؟ تفسیرها را دوباره بخوانید و خواهید دید که آن‌ها عبارت‌های بارنوم هستند که دقیقاً می‌توانند درباره‌ی هر کسی مصداق داشته باشند.

علم یا شبه‌علم؟

به دلیل ایرادها و ضعف‌های فراوان آزمون MBTI، هانسلی، لی و وود در فصل سوم کتاب «علم و شبه‌علم در روان‌شناسی بالینی» ذیل عنوان «سنخ نمای مایرز- بریگز» به پشتوانه ی پژوهش‌های بسیار زیادی که درباره‌ی جنبه‌های نظری و ویژگی‌های روان‌سنجی و یافته های MBTI صورت گرفته است، به نقد عالمانه‌ی آن پرداخته‌اند. و آن را از مصداق‌های بارز شبه‌علم یا علم کاذب دانسته‌اند. شبه‌علم به ادعا، باورها یا کارهایی گفته می‌شود که به غلط به عنوان علم ارائه ملاک‌ها می‌شوند ولی بر پایه‌ی روش علمی نیستند.

یکی از ملاک‌های متقن و کارآمد مواجهه با ادعاهای علمی این پرسش است که آیا این یافته ها در نشریه‌ی علمی معروفی که بررسی مجدد در آن اعمال می‌شود، منتشر شده است. این روش نقد و بررسی همکاران دانشگاهی را در پی خواهد داشت. البته این نوعی ملاک حداقلی است. ملاک دقیق‌تر آزمون‌پذیری تجربی است که با نام ملاک ابطال‌پذیری شهرت دارد. ابطال‌پذیری که یکی از بنیادی ترین اصول تفکر علم است که به ویژه در ارزیابی ادعاهای روان شناختی مفید است و می‌گوید: شواهد هر نظریه‌ی معنی همواره باید این امکان را به دست می‌دهند که داده‌های آن را ابطار کنند. (20)

نویسندگان کتاب «علم و شبه‌علم در روان‌شناسی بالینی» در ده مورد، شبه‌علم را از علم متمایز می‌دانند:
-  استفاده زیاد از زمینه‌های ویژه به منظور خنثی سازی ادعاها درباره ضرورت ابطال‌پذیری
-  فقدان نقد و اصلاح خود
- طفره رفتن از نقد و بررسی توسط کاشناسان هم رشته 
- تأکید بر تأییدیه به جای استقبال از ابطال
- معکوس شدن وظیفه‌ی اثبات: از منتقدان می خواهند که نادرستی ادعاهایشان را اثبات کنند
- اتکا زیاد بر شواهد داستان گونه 
- ارتباط نداشتن با رشته‌های علمی دیگر
- استفاده از زبان ابهام
- فقدان مرزهای مشخص (تعمیم‌پذیری زیاده از حد)
- کل نگری و نادیده گرفتن یافته‌های متقن

ملاک اصلی علمی بودن آزمون‌های روان شناختی برخورداری از استواری ویژگی‌های روان‌سنجی آن‌ها یعنی هنجاریابی، داشتن نُرم‌ها، نقطه‌های آزمون MBTI با همه‌ی شهرت و گستره‌ی وسیع در اجرا و کاربرد، دارای چنین ویژگی‌های روان‌سنجی محکم و توانایی نیست.

ازدواج فرد مطلقه با فرد مجرد

ازدواج فرد مطلقه با فرد مجرد

 

 

عموما در زمان ازدواج فرد مطلقه با فرد مجرد، خانواده‌های طرفین با ازدواج آنها مخالفت دارند، این درحالیست که در صورت خروج فرد مطلقه از مرحله سوگ بعد از جدایی و تحلیل علت طلاق او، ازدواج او با یک فرد مجرد از نظر روانشناختی مشکلی ندارد.

 امین رفیعی‌پور(مشاور رئیس سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره ایران در حوزه سلامت) در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه ازدواج نیازمند فاکتورهای ذهنی، جسمی و روانی است که این فاکتورها در کنار یکدیگر منجر به موفقیت یک ازدواج می‌شود، افزود: پیشنهاد ما بر این است که افراد پیش از ازدواج به مراکز مشاوره ازدواج مراجعه کنند، چراکه با شناخت اطلاعات شخصیتی خود و فرد مقابل امکان سنجش طرفین به لحاظ سطح فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، نحوه گذراندن اوقات فراغت و... با یکدیگر فراهم می‌شود.

وی در ادامه درباره ازدواج افراد مطلقه با افراد مجرد نیز تاکید کرد: از نظر روانشناختی هیچ منعی برای ازدواج فرد مطلقه با فرد مجرد وجود ندارد؛ البته باید دید که علت طلاق فرد چه بوده و چه عواملی باعث جدایی او از همسر سابق‌اش شده است. شاید فرد مطلقه از نظر روانی سلامت باشد. در حد روابط انسانی اگر مداخلات به موقع پیش از ازدواج افراد شکل گیرد مشکلی به وجود نمی‌آید، در واقع طلاق یک فرد نقشی در شروع رابطه جدید او ندارد و تنها به این موضوع بستگی دارد که آن فرد به چه دلیلی در زندگی خود با مشکل مواجه شده و آیا بعد از طلاق مرحله سوگ را که برای خروج از آن به مدت زمان سه تا شش ماه نیاز است طی کرده و سپس وارد رابطه جدید شده یا خیر؟.

بنابر اظهارات رفیعی‌پور، عموما در زمان ازدواج فرد مطلقه با فرد مجرد، خانواده‌های طرفین با ازدواج آنها مخالفت دارند که با توجه به نگاه سنتی جامعه نسبت به ازدواج، معمولا خانواده‌ها به ازدواج با افراد مطلقه تمایلی ندارند، در همین راستا مجددا تاکید می‌کنم باید به این مسئله توجه کرد که فرد مطلقه به چه دلیلی در زندگی قبلی خود با مشکل مواجه شده است و بعد از طلاق مرحله سوگ پس از جدایی را طی کرده باشد.

بیشتر بدانید: ازدواج با مرد مطلقه

تفاوت نامزدی و عقد در چیست

تفاوت نامزدی و عقد در چیست

 

 

تفاوت نامزدی و عقد در چیست ؟ نامزدی بهتر است یا عقد ؟ بر خلاف نامزدی ، عقد یک مرحله قانونی و شرعی و اجتماعي است که پسر و دختر رسماً زن و شوهر اعلام میشوند . به همین علت پسر و دختر و خانواده ها در در برابر هم‌دیگر متعهد به پایبندی اصول و قانون های ازدواج هستند.

 

دوران نامزدی یکی از بهترین فرصت های شناخت دختر و پسر است که معمولاً خوش آیند خانواده ها به ویژه خانواده دختر نیست. علتی که خانواده ها یادآوری می کنند بیش تر مربوط به رسمی نبودن این دوران، نداشتن وجه قانونی و حقوقی، ترس از سوء استفاده جنسی، ترس از بهم خوردن ازدواج و ترس از انجام اشتباه و خطا است که در نتيجه این عوامل خانواده ها و گاهی دختر و پسر می خواهند به هر قیمتی که شده سریعتر ازدواج کنند و در واقع خود را به دست تقدیر بسپارند.

متأسفانه این مسئله در فرهنگ ما شایع است. چنان که متوجه شدید یکی از مهم ترين ویژگی های این زمان رسمی و شرعی نبودن این دوران است که باعث ترس خانواده ها ميشود برای این که این مشکل تا حدودی برطرف شود میتوان براي پسر و دختر صیغه محرمیت جاری کرد. این مدل صیغه مدت محدودی دارد و با جاری شدن آن خانواده ها هم میتوانند نظارت کافی بر دروان نامزدی داشته باشند.

لازم به یادآوری است که حدقل زمان نامزدی باید بین 6- 3 ماه باشد. مهم ترين فواید این دوران این است که به علت نبودن سند رسمی در صورتی که پسر و دختر و یا خانواده ها به توافق نرسیده باشند میتوانند به آسانی از یکدیگر جدا شوند.

تفاوت نامزدی با عقد

بر خلاف نامزدی ، عقد یک مرحله قانونی و شرعی و اجتماعي است که پسر و دختر رسماً زن و شوهر اعلام میشوند . به همین علت پسر و دختر و خانواده ها در در برابر هم‌دیگر متعهد به پایبندی اصول و قانون های ازدواج هستند. در این زمان حتی میتواند روابط جنسی هم وجود داشته باشد اگرچه روابط کامل جنسی به هیچ وجه توصیه نمی شود. متأسفانه بیش تر مردم زمان عقد و نامزدی را یکی ميدانند . اگر در این زمان سازش بین پسر و دختر و یا خانواده ها وجود نداشته باشد سخت تر از زمان نامزدی میتوان جدا شد که علل آن عبارت اند از:

خرج و مخارجی که دو خانواده تحمل کردن شده اند. حس ناامیدی و انگ خوردن پسر یا دختر. کم تر شدن اعتبار خانواده ها( به ویژه در بعضی از فرهنگ ها) و روش پرداخت مهریه که اگر پسر و دختر تصمیم طلاق داشته باشند و رابطه کامل جنسی داشته اند پسر باید کل مهریه را پرداخت کند و در صورتی که رابطه کامل نداشته اند نصف مهریه پرداخت ميشود .

بطور کلی پیامدهای نادیده گرفتن دوران نامزدی سردرگمی نقش پسر و دختر براي شناخت یکدیگر. اسیب روانی آن ها و مشکلات حقوقی و اجتماعي و اقتصادی براي خانواده هاست.

زمان عقد با زمان نامزدی بطور عمده در سه مبحث باهم تفاوت دارند که این تفاوتها عبارتند از الف) تعهد ب) رابطه جنسی و ج) قطعیت. با عقد تعهد همسران با تعهدات قانونی و حقوقی همراه ميشود . اگر شخصی به تعهد خود وفادار نباشد یا آن را برهم زند از آنجا که تعهد قانونی و حقوقی نسبت به همسر خود دارد و کاملا متأهل شناخته ميشود ، لازم است براساس با تعهدات قانونی و حقوقی خود نسبت به لغو پیمان همسری، اقدام نماید.

برعکس زمان نامزدی که توصیه به نبود رابطه ی کامل جنسی ميشد در زمان عقد منعی براي رابطه جنسی وجود ندارد به دلیل آن که زوج عقد کرده یک زوج متأهل است. برعکس زمان نامزدی که هم به لحاظ قانونی و هم به لحاظ عرفی امکان جدایی وجود دارد در زمان عقد امکان جدایی همان شرایط امکان طلاق را دارد و فرد برعکس زمان نامزدی که می توانست به آسانی جدا شود، ديگر امکان این که به آسانی جدا شود را ندارد.

تصور عمده در مورد ی عقد این است که شخصی که تن به عقد ازدواج داده است، در تصمیم خود راسخ بوده است. برعکس نامزدی که تصور عمده ی آن این است که وعده ی ازدواج( نامزدی) الزامی براي ازدواج به وجود نمی آورد و هيچکدام از نامزدها نمی تواند دیگری را مجبور به ازدواج کند.

بیشتر بدانید: مدت نامزدی و عقد چقدر باشد

بیشتر بدانید: مرز رابطه جنسی در نامزدی

 

خواستگاری از آشنایان

خواستگاری از آشنایان

 

 

اگر گزینه مورد نظر شما در خانواده یا از همسایگان و اهالی محله است سعی کنید ابتدا تا حدی که آشنایی ضمنی برای انتخاب اولیه در شما به‌وجود بیاید رفت‌وآمد خود را با حضور خانواده‌ها بیشتر کنید؛ مثلا می‌توانید در جلسات خانوادگی حضور پررنگ‌تری داشته باشید و فرد مورد نظرتان را زیرنظر بگیرید.

ازدواج در خانواده و محله

اگر گزینه مورد نظر شما در خانواده یا از همسایگان و اهالی محله است سعی کنید ابتدا تا حدی که آشنایی ضمنی برای انتخاب اولیه در شما به‌وجود بیاید رفت‌وآمد خود را با حضور خانواده‌ها بیشتر کنید؛ مثلا می‌توانید در جلسات خانوادگی حضور پررنگ‌تری داشته باشید و فرد مورد نظرتان را زیرنظر بگیرید تا مطمئن شوید که همان گزینه موردخواست شماست. در این مرحله است که دیگر وقت دخالت دادن خانواده و بزرگ‌ترهاست. تأکید ما این است که تا حد امکان پیش از اینکه دختر از علاقه شما مطلع شود خانواده‌ها را در جریان بگذارید تا خانواده جوانب کار را بسنجد و با چشم بازتری جلو بروید. کمترین مزیت این کار این است که اگر مشکلی در گزینه مورد نظر شما وجود داشته باشد که شما از آن باخبر نباشید خانواده به شما خبر خواهند داد و پیش از آنکه ذهن و دل دختر را تحت‌تأثیر قرار دهید او را از کاندیداهای خود حذف کرده‌اید. مزیت دیگر چنین کاری این است که خانواده‌ها ادامه کار را مدیریت می‌کنند و پس از بررسی و تحقیقات لازم ارتباط مناسب با خانواده دختر را برقرار می‌کنند و کار با نظارت آنها پیش می‌رود. مزیت دیگری که این روش آشنایی با خانواده گزینه مورد نظر شما دارد این است که چون خانواده از گام‌های ابتدایی در جریان مراحل ازدواج بوده‌اند، حمایت و پشتیبانی کامل‌تری را در ادامه زندگی و در مشکلاتی که برای هر زندگی قطعا پیش می‌آید، خواهند داشت.

ازدواج در محل کار و تحصیل

اما ممکن است خانم مورد نظر شما در دانشگاه یا محل کار و از میان همکاران شما یا حتی در گوشه‌ای از جامعه در معرض انتخاب شما قراربگیرد. در چنین مواردی چه باید بکنید و چگونه باب آشنایی را برای رسیدن به انتخابی صحیح باز کنید؟ ابتدا سعی کنید اطلاعات اولیه خود را از محیطی که در آن قرار دارید کامل کنید. در مقایسه با ازدواج در خانواده و محله اینجا شما باید برای کسب اطلاعات بیشتر تلاش و اطلاعات اولیه در مورد گزینه مورد نظرتان را کسب کنید و سپس به سراغ خانواده بروید. ابتدا سعی کنید از اطرافیان، همکاران یا دیگر همکلاسی‌ها به‌صورت غیرمستقیم اطلاعات کلی در مورد وضعیت گزینه مورد نظرتان به‌دست بیاورید. این کار باید با دقت و ظرافت و زیرکی خاصی از طرف شما انجام شود تا همه اطرافیان متوجه قصد و منظور شما از کسب اطلاعات نشوند. در مرحله بعد می‌توانید در دانشگاه یا محل کار به سراغ مشاور دانشگاه، یک استاد مطمئن و مورد اطمینان یا همکاری که تجربه بیشتر و سن بالاتری در اداره دارد و متاهل است و ترجیحا یک همکار خانم بروید و از او بخواهید اطلاعاتی مانند شماره تلفن، آدرس منزل و... را برای شما به‌دست بیاورد.

در این مرحله وقت آن است که خانواده را در جریان بگذارید و آنها را وارد چرخه انتخاب کنید تا خانواده وظیفه خود را انجام دهد. می‌توانید به‌صورت نامحسوس در دانشگاه یا اداره از مادر یا خواهرتان دعوت کنید تا گزینه موردنظر شما را ببینند و به‌صورت غیرمستقیم با او آشنا شوند. ادامه کار را معمولا خانم‌ها به خوبی بلدند و شما فقط باید بنشینید و خوب فکر کنید تا تصمیمی درست و عاقلانه بگیرید. یک روز بالاخره اتفاق می‌افتد. اینکه در وجود خود احساس کنید برای ادامه راه، دیگر خیلی تنها هستید و نیاز به یک همراه دارید. روزی که احساس کنید نیاز دارید دست‌های یک نفر را بگیرید و دونفره ادامه راه را بروید باید بتوانید به‌خوبی کسی را که به‌نظرتان برای شما مناسب است انتخاب کنید و مراحل آشنایی، خواستگاری، عقد و... را طی کنید. اما در نخستین قدم، هنگامی که در جایی، فرقی نمی‌کند خانواده، محله، دانشگاه یا محل کار احساس کردید کسی جزو گزینه‌های مورد  نظر شماست چطور باید قدم‌های بعدی را برای ازدواج بردارید؟ تا پایان این مطلب با ما همراه باشید تا راهکارهای آشنایی اولیه و مقدمات خواستگاری را با هم مرور کنیم. دل نبندید مهم‌ترین چیزی که در فرایند این نوع از انتخاب اهمیت دارد و دقت و توجه شما را می‌طلبد این است که در طول فرایندی که دختری در اطراف‌تان یا در هر محیطی از جامعه که ممکن است شما با دختری روبه‌رو شوید، در مقابل چشمان شما برجسته می‌شود و مورد توجه قرار می‌گیرد، او را به‌عنوان دختر آرزوهایتان نبینید و به‌عنوان ملکه رؤیاهایتان انتخاب نکنید.

دقیقا همانند فرایند انتخابات که هر نامزدی از ابتدای کاندیدا شدن برای انتخابات تا انتخاب شدن به‌عنوان برگزیده، مراحل طولانی را باید سپری کند و هیچ‌کس نباید پیش از انتخاب، خود را برتر بداند، شما هم باید مراقب باشید که کاندیدای مورد نظرتان را پیش از آنکه برگزیده و به‌عنوان همسرتان انتخاب شود در دلتان از پیش برگزیده نکنید. به‌عبارت ساده باید سعی کنید طی فرایند انتخاب دختری توسط شما تا معرفی به خانواده و خواستگاری و تا قبل از به نتیجه رسیدن خواستگاری به هیچ‌وجه به دختر مورد نظرتان دل نبندید و در تصورات‌تان خیال‌پردازی نکنید. این کار باعث می‌شود شما تا ادامه مسیر همچنان صلاحیت خود را برای انتخاب کردن و تصمیم عاقلانه گرفتن داشته باشید.

حضرت علی(ع) در این زمینه می‌فرمایند: چشم حبیب از دیدن معایب محبوب کور است و گوش‌اش از شنیدن زشتی‌های او کر. چنان که امام علی(ع) هم می‌فرمایند طبیعتا یک آدم کور و کر نمی‌تواند گزینه خوبی برای انتخاب عاقلانه و منطقی باشد. پس حواستان باشد در طول فرایند انتخاب، دلتان را جمع و جور کنید تا به کسی بسته نشود و همه دل بستن و عشقتان را برای بعد از خواستگاری و ازدواج بگذارید. پیام محبت‌آمیز نفرستید

همانطور که گفتیم در مورد خودتان مراقب باشید دلبستگی و محبت نسبت به دختر مورد نظرتان پیش نیاید.

طبیعتا اخلاق، انصاف و انسانیت و حتی شرع حکم می‌کند در رابطه با دختر مورد نظرتان هم هیچ‌گونه پیام محبت‌آمیزی که باعث دلبستگی میان شما و طرف مقابلتان شود مخابره نکنید. اساسا از نظر احکام شرعی هم شما در این مرحله اجازه ابراز علاقه و فرستادن پیام‌های محبت‌آمیز به دختر مورد نظر را ندارید و این کار خلاف شرع به‌حساب می‌آید. مضاف بر اینکه اگر قرار باشد محبتی بین شما پیش نیاید تا بتوانید منطقی تصمیم بگیرید، این به‌وجود نیامدن محبت باید دوطرفه باشد؛ چرا که اگر محبتی در دل یکی از طرفین به‌وجود بیاید باعث ابراز آن شده و در طرف مقابل هم محبت و دلبستگی ایجاد خواهد کرد. پس لطفا دقت کنید تا رسیدن به مرحله انتخاب و خواستگاری هیچ‌گونه پیام محبت‌آمیزی میان شما و طرف مقابلتان رد و بدل نشود. دقت کنید وقتی می‌گوییم پیام محبت‌آمیز، قرار نیست خودمان را گول بزنیم. نگاه‌های خیره خیره، دادن و گرفتن جزوه، دفاع در جمع و کلاس، حمایت و محبت غیرمستقیم و همه رفتارهای حمایتگرانه و محبت‌آمیز شامل این ممنوعیت می‌شود: یعنی توجه داشته باشید هر رفتاری که با دیگر افراد انجام داده نشود و با مخاطب خاص شما صورت بگیرد، محبت‌آمیز به‌حساب می‌آید و باید از انجام آن خودداری کنید. نگران این هم نباشید که درصورت انتخاب از طرف شما، طرف مقابلتان پاسخ منفی بدهد، اجازه دهید در فضایی منطقی و به دور از احساسات، او هم تصمیم خود را بگیرد.این برای هردوی شما بهتر است.

بیشتر بدانید: در خواستگاری به چه مواردی توجه کنیم

بیشتر بدانید: حساسیت های دوران خواستگاری و آشنایی منبع : ایلنا

قانون ازدواج

قانون ازدواج

 

 

معصومه آقاپور در آستانه هفته ازدواج با اشاره به ضرورت بازنگری قانون تسهیل ازدواج جوانان به پانا گفت: «یکی از دلایل اجرا نشدن کامل قانون تسهیل ازدواج، بار مالی آن است و نیاز است که قانون بازنگری شود زیرا قانون فعلی بر اساس وضع روز جامعه قابلیت اجرایی ندارد.»

وی با بیان اینکه ازدواج موضوعی چندبعدی است و باید به آن به صورت چندجانبه نگاه شود، افزود: «در کنار بازنگری قانون، اقدامات حمایتی و تصویب قوانین می‌تواند در افزایش ازدواج جوانان موثر باشد اما نیاز به بسترهای اجتماعی و مباحث فرهنگی دارد که باید در فرایند بازنگری قانون به آن توجه شود.»

عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: «در قانون فعلی 14 تکلیف برای دولت مشخص شده است که می‌توان به تشکیل کمیته ساماندهی ازدواج، تشکیل صندوق اندوخته جوانان، تامین مسکن جوانان، پرداختن به مقوله ازدواج در کتب درسی متوسطه و آموزش عالی و سایر موارد که تاکنون محقق نشده است، اشاره کرد.»

این نماینده مردم در مجلس دهم خاطرنشان کرد: «در متن قانون تسهیل ازدواج جوانان در گذشته اسمی از وزارت ورزش و جوانان وجود نداشت چون در سال 84 سازمان بود و بعد از آن به وزارتخانه تبدیل شده است. بنابراین این مورد باید در قانون اصلاح شود، همچنین پیش‌نویس آیین‌نامه اجرایی‌ای که سازمان ملی جوانان در سال 87 آماده کرده اما در عمل معطل مانده و اجرا نشده است نیز باید شفاف‌سازی شود.»

این عضو فراکسیون زنان مجلس ادامه داد: «انتظار می‌رود در اوضاع فعلی که مجلس در نظر دارد قانون تسهیل ازدواج جوانان را بازنگری کند، همه متولیان امر به ویژه مجموعه‌های مربوطه ورود کنند چون مجلس مصمم است که دستگاه‌های اجرایی را برای اجرای قانون مربوط به ازدواج فعال کند تا در پی آن بتوانیم بحران ازدواج را در کشور مهار کنیم.»

بیشتر بدانید: ازدواج آسان

بیشتر بدانید: چرا ازدواج کم شده

 

 

 

افرادی که مناسب ازدواج نیستند

افرادی که مناسب ازدواج نیستند

 

 

هر فرد بالغ و پخته ای زمانیکه به ازدواج فکر ميکند تمایل دارد بهترین انتخاب ممکن را داشته باشد و ریسک شکست در ازدواجش را با یک تصمیم درست به حداقل ممکن برساند و نخستین سوالی که اشخاص میتوانند از خودشان بپرسند این است که آیا آنها میتوانند بدرستی فرد مناسب خودشان را انتخاب کنند و یا احتیاج به متخصص دارند. در اینجا ما شمارا با  افرادی که دارای خصوصیاتی هستند که نمیتوانند فرد مناسبی برای زندگی شما باشند آشنا میکنیم.

فرد معتاد

یکی از انتخاب های اشتباه میتواند ازدواج با یک فرد مبتلا به اعتیاد باشد، زیرا اعتیاد یک بیماري است و تا زمانیکه فرد از این بیماري رها نشود بی شک نمی تواند یک روابط سالم برقرار کند، زیرا عمیقاً تحت‌تأثیر مواد مخدر است.

فرد تنبل

مردی که اهل کار و کسب درامد نباشد، مطلقا قابل اطمینان نیست. در صورتی که به چنين شخصی آری گفتید باید تمام بار زندگی را شخصا به دوش بکشید و مطلقا توقع تغيير در وی را نداشته باشید. مردی که شغل و حرفه ی ثابتی ندارد و نمی تواند سر یک شغل به مدت زيادي دوام بیاورد، یا اصولا تن بکار نمی دهد یک فرد تنبل به حساب می آید . افرادی که اهل تلاش و کار نیستند همچنين براي زندگیشان برنامه مشخصی ندارند نمی توانند همسر مناسبی باشند.

گزینه های نامناسب برای ازدواج

بیمار روانی

افرادی که از اختلال های روانی رنج می برند مثل اختلال پارانوئید، اختلال شخصیت مرزي، اختلال دوقطبی، اختلال شخصیت ضد اجتماعي، اختلال شخصیت خودشیفته، اختلال شخصیت وابسته، اختلال های جنسی، اسکیزوفرنی و دیگر اختلال های حاد روانی نمی توانند ازدواج موفقی را تجربه کنند.

فردی که به بلوغ کامل نرسیده

شخصی که بلوغ کافی و پختگی روانی مناسبی ندارد قدرت داشتن یک رابطهغنی را نخواهد داشت، زیرا مسولیت گریز و وابسته، رشد نیافته و غیرقابل اعتماد خواهد بود.

فرد بی بند و بار

زن و مردی که به بی بند و باری مشهور است مناسب ازدواج نیست. فرد بی بند و بار به زندگی زناشویی رغبتی ندارد و به آسانی میتواند به شما خیانت کند.

کسانی که اختلال های جنسی دارند

کسانی که دچار اختلال های هم جنس گرایی، خود ارضایی، کودک آزاری و … هستند، نباید براي ازدواج انتخاب شوند. امکان دارد این اختلالات دررابطه زناشویی شما اثر سو بگذارد یا ادامه ی این رابطه دامن گیر زندگی مشترک شوند.

افرادی که در بچگی آسیبهای روحی شدید تجربه نموده اند 

افرادی که در بچگی اسیب های روحی شدیدی را تجربه کردند و نتوانستند روابط عاطفی خوبی با والدین خود داشته باشند همچنين نیاز های عاطفی شان ارضا نشده است نمی توانند همسران خوبی باشند.

کسانی که استقلال شخصیتی ندارند

کسانی که در زندگی براي کوچک ترین چیزی باید از خانواده شان نظر خواهی کنند. قدرت انتخاب ندارند و سایرین در تمام امور زندگی شان مداخله مسقیم دارند. براي شناخت چنين افرادی میتوانید از یک روانشناس کمک بگیرید. اما چنين افرادی، علایم ظاهری هم دارند. به عنوان مثال کسی که در برابر سؤال شخصی که از وی پرسیده ميشود شک دارد و سایرین به جایش جواب می‌دهند ، سایرین برایش انتخاب ميکنند و قدرت اظهار نظر ندارد

خسیس ها

افرادی که نمی توانند به آسانی پول خرج کنند. حسابگرهای افراطی، شما را به ستوه می آوردند. در زندگی با چنين افرادی یا باید مانند آن ها باشید یا با رنج دائمی زندگی کنید. افرادی که بخاطر خرید هر چیزی شما را سؤال پیچ ميکنند ، افرادی که براي هر خرید کوچکی باید برنامه ريزي داشته باشند، افرادی که براي تفریحات خود هزینه نمی کنند، افرادی که تنها در صورت لزوم دست به جیب میشوند و چانه زنی هایشان سرسام‌اور است!

افرادی که جدیدا شکست عاطفی خورده اند

افرادی که تازه  از یک روابط عاطفی بیرون آمده اند و یک شکست عاطفی عمیقی را تجربه نموده اند و دوره بازسازی و بهبودی را بطور کامل سپری نکرده اند هنوز امادگی برقراری یک رابطه عاطفی ديگر را ندارند و امکان دارد چنانچه وارد رابطه ای بشوند به دلیل ترس از تنهایی و فرار از درد و رنج رابطه قبلیشان باشد.

اشخاص بدبین

زمانی که شما در آغاز روابط متوجه می شوید که طرف مقابل شما را کنترل ميکند یعنی به گونه ای رفتار ميکند که گویا صلاح شما را بهتر از خودتان می داند و یا شما را مجبور به انجام کاری ميکند که شما دوست ندارید بهتر است که نسبت به این علائم حساس باشید و حتماً از یک متخصص مشورت بگیرید. 

تفاوت سنی فاحش 

کسی که با شما تفاوت سنی فاحشی دارد، فرد مناسبی براي شما نخواهد بود؛ اگرچه در شروع انسان موجهی به نظر برسد. این تفاوت سنی میتواند از هر وجهی بررسی شود. کسی که بسیار کوچک تر از شماست یا کسی که بسیار بزرگتر از شماست.

بیشتربدانید: با چه مردانی ازدواج نکنیم

بیشتربدانید: چه کسی برای ازدواج با شما مناسب است

به نقل از بیتوته

می ترسم خواستگارم برنگرده

می ترسم خواستگارم برنگرده

خواستگاری دارم که خیلی او را پسندیده‌ام ولی از آخرین جلسه‌ای که به خانه ما آمدند، سه هفته می‌گذرد و می‌ترسم که برنگردد. دختری 21 ساله‌ام و پدرم فرهنگی و مادرم هم خانه‌دار است. از 18 سالگی خواستگار راه می‌دهیم اما چون کمی در ملاک‌هایم حساس هستم تا حالا پسری را نپسندیدم به جز این مورد آخری که چهار جلسه هم آمدند و الان نزدیک سه هفته است از آن‌ها خبری نداریم. پدر و مادرم راضی نمی‌شوند به آن‌ها زنگ بزنند. به نظرتان خودم زنگ بزنم؟ نمی‌خواهم از دستش بدهم.

برای این‌که بتوانید تصمیم درستی بگیرید، لازم است بررسی کنید در جلساتی که این فرد و خانواده‌اش به منزل شما آمدند و به خصوص در جلسه آخر، مسائل بین شما و خواستگارتان چطور پیش رفته است؟ آیا می‌توانید دلیل متقاعد کننده‌ای برای رفتار آنان بیابید؟ فاصله ملاقات‌های قبلی‌تان از یکدیگر چقدر بوده است؟ آیا این‌طور بوده است که هر بار که منزل شما را ترک می‌کنند، شما در تماس با خانواده آن‌ها یا شخص خواستگارتان باشید؟ ‌در واقع پاسخ به این سوالات می‌تواند تا اندازه‌ای روشن کند که موقعیت فعلی شما چیست و پس از تشخیص، می‌توان تصمیم صحیح‌تری گرفت. در صورتی‌که قادر به تشخیص نیستید، بهتر است کمی به بافت فرهنگی خانواده خواستگارتان و نیز خانواده خودتان در گرفتن تصمیم نیز دقت کنید. تا چه اندازه خانواده یا خود ایشان پذیرای تماس مستقیم از سوی شماست؟

   به آینده رفتار فعلی‌تان فکر کنید

از آن جا که این ارتباط با چشم‌انداز یک رابطه بلندمدت در نظر گرفته می‌شود، دقت کنید که رفتار فعلی شما می‌تواند چه تاثیری بر ادامه این رابطه در آینده با فرض ادامه یافتن آن بگذارد. در واقع شاید مهم‌ترین مسئله برای گرفتن این تصمیم این است که چقدر می‌توانید دلایل ایجاد موقعیت فعلی را برای خودتان تحلیل و بررسی کنید و بعد از تماس، احساس نکنید که کار اشتباهی انجام دادید.

   با خانواده‌تان به توافق برسید

در نهایت مسائل را به صورت عمیق بررسی کنید زیرا انتخاب شریک زندگی یک تصمیم سرنوشت‌ساز است. اجازه ندهید تنها احساسات‌تان تصمیم های شما را هدایت کند. دلایل والدین‌تان را برای امتناع از تماس با این خانواده و درخواست توضیح جویا شوید و به دقت به آن گوش دهید. دلایل خودتان را برای اصرار مطرح و سعی کنید با خانواده‌تان به یک توافق برسید. این‌که خانواده شما خواهان توضیح برای قطع ملاقات‌ها به صورت ناگهانی پس از چهار جلسه ملاقات باشند، می‌تواند گزینه مناسبی باشد به شرط آن‌که بررسی دلایل قطع کردن ملاقات‌ها از سوی شما و خانواده‌تان کاملا به بن بست بخورد. بهتر است پس از بررسی سوالاتی که در این‌جا مطرح کردم با یک مشاور یا روان شناس مجرب مشورت دقیق‌تری انجام دهید.

بیشتر بدانید: دلایل رفتن خواستگار

بیشتر بدانید: چراخواستگارام منصرف می شوند

نویسنده : تینا امیری | روان‌شناس بالینی و دانش‌آموخته انستیتو روان‌پزشکی

 

شروط ضمن عقد ازدواج چیست

شروط ضمن عقد ازدواج چیست

 

 

شروط ضمن عقد ازدواج چیست؟

با امضای قباله ازدواج، مرد از نظر حقوقی مکلف به پرداخت مهریه و نفقه و زن مکلف به تمکین از مرد ميشود . در کنار این موارد، بعضی از امور زندگی زن وابسته به اجازه مرد می گردد. این مسئله میتواند در آينده مشکلاتی براي زن به وجود آورد . جهت جلوگيري از مشکلات احتمالی، بعضی خانم‌ها اقدام به درج شرایط ضمن عقد ازدواج در قباله ميکنند .

مهم ترین شرایط ضمن عقد ازدواج شامل وکالت در طلاق، حق تحصیل، حق اشتغال، حق خارج شدن از کشور، حق حضانت فرزندان در صورت طلاق و حق تعيين خانه است. با توجه به اینکه قباله یک سند حقوقی است، نحوه تنظیم متن این شرط ها از اهمیت بالایی برخوردار است، به دلیل آن که هر کلمه میتواند تغییری در مفهوم و حیطه اعمال شرط به وجود آورد یا حتی سبب باطل شدن آن شود.

لازم است بدانید شروط ضمن عقد ازدواج دو گروه هستند:

گروه نخست شرایط از پیش موجودی هستند که در تمام قباله ها موجود بوده و بدون نیاز به تقاضا از دفتر ازدواج و طلاق، در سند نکاحیه به صورت تایپ شده وجود دارند.

گروه دوم شرایط مازادی هستند که زوجین تمایل دارند بر شرایط ديگر اضافه شده و دستمزد دیگری را براي دو طرف مشخص نمایند.

شروط ضمن عقد

نمونه ای از شروط ضمن عقد ازدواج مازاد

همان طور که در بالا هم طرح شد، زن و شوهر میتوانند علاوه بر شروط گروه نخست، از سردفتر ازدواج و طلاق بخواهند تا شرایط دیگری را به صورت مازاد در قباله یادآوری کند. در ادامه بعضی از مهمترين شرایط قابل استفاده و نمونه ای از روش نوشتن آنها عرضه ميشود :

1- شرط حق تحصیل:

زوج، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که وضعیت ایجاب نماید مخیر می سازد.

2- شرط حق اشتغال:

زوج، زوجه را در اشتغال به هر شغلی که مایل باشد، در هر کجا که وضعیت ایجاب نماید مخیر ميکند .

3- شرط حق خارج شدن از کشور:

زوج به زوجه، وکالت بلاعزل ميدهد که با تمامی اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی دوباره شوهر، از کشور خارج شود. تعيين مدت، مقصد و وضعیت مربوط به سفر به خارج از کشور به صلاح دید خود زن است.

4- شرط حق تعيين خانه:

حق انتخاب خانه و تعيين شهر یا محلی که زندگی مشترک در آن جا ادامه پیدا کند با زوجه خواهد بود.

5- شرط حق حضانت فرزندان:

زوجین درشروط ضمن عقد توافق نمودند اولویت در حضانت فرزند یا فرزندان مشترک در صورت طلاق با مادر خواهد بود، اعم از این که دوباره ازدواج کند یا خیر.

6- شرط گرفتن حق طلاق

بر بر اساس ماده ۱۱۳۳ قانون مدني و شرع، حق طلاق به دست مرد است. ولی مرد میتواند اجرای حق خود در طلاق را به همسرش یا هر فرد دیگری وکالت دهد.

نکته:درصورتی که زوج( مرد) به زوجه( زن) وکالتنامه بلاعزل طلاق داده باشد حق طلاق مرد هنوز پابرجاست و شوهر هم میتواند براي طلاق اقدام کند.

وکالت حق طلاق یا همان گرفتن حق طلاق به دو صورت است: 

نخست اینکه بصورت شرط ضمن عقد در سند ازدواج نوشته شود.

دوم اینکه زوج( مرد) به یکی از دفترهای اسناد رسمی مراجعه ميکند و وکالت در طلاق به همسرش یا دیگری بدهد. درصورتی که زوج خارج از کشور باشد میتواند به سفارت یا کنسولگری ایران مراجعه کند و حق طلاق را به هر کس که تمایل داشته باشد اعطا کند. ولی مورد شایع این است که مرد به همسرش وکالت در طلاق ميدهد . ولی همان طور که گفته شد زوج میتواند این وکالت طلاق را به هر کس که بخواهد فرضا پدرش، دوستش و یا همسرش منتقل کند.

نکته:وکالت طلاق بایستی حتماً محضریباشد یعنی در سند رسمی باشد. خواه ضمن سند ازدواج یا بصورت وکالتنامه طلاق محضری.

آنچه که در حق طلاق براي زن اهمیت دارد حدود اختیارات است. مثلا مرد میتواند از سردفتر بخواهد که در وکالت قید کند طلاق در قبال بخشش( بخشیدن) تمام مهریه باشد و یا نه میتواند وکالت در طلاق را با بخشش هر اندازه از مهریه یا غیر آن قرار دهد؛ بنابراین در خصوص این سوال که درصورتی که حق طلاق با زن باشد مهریه تعلق می گیرد؟ باید خاطرنشان کرد که بستگی به حدود اختیارات وکیل در وکالت زن در طلاق دارد.

وکالت براي طلاق درصورتی که در سند ازدواج شرط شده باشد، غیر قابل عزل از جانب مرد میباشد و درصورتی که اعطای وکالت در طلاق در دفتراسناد داده شده باشد میتواند بلا عزل و یا قابل عزل و یا مدت دار باشد که تمامی این موارد بستگی به مرد دارد که چه نوع وکالت در طلاقی بخواهد اعطا کند. که اجرای حق طلاق وی را بخواهد.

7- شرط تنصیف:

یکی از شروط ضمن عقد مرسوم که در سال های گذشته در سند های رسمی ازدواج منتشر ميشود شرطی است که بر مبنای آن شوهر تعهد ميکند در موقع طلاق- درصورتی که طلاق به درخواست زن نباشد و طلاق به تشخیص دادگاه ناشی از تخلف زن از وظایف همسری و سوء اخلاق و رفتار وی نبوده باشد- تا نصف اموالی را که در طول زناشویی به دست آورده بر اساس نظر دادگاه به زن منتقل کند. با گرفتن این حق، خانم‌ها حتی درصورتی که شاغل نباشند و اصلاً درآمدی هم نداشته باشند، هنگام طلاق میتوانند نصف دارایی همسرشان را با خود ببرند.

8- شرط جلوگیری از ازدواج دوباره شوهر

بر اساس قانون مرد نمی تواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند مگر با اجازه دادگاه. عواملی، زیرا عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی، اعتیاد، ترک زندگی خانوادگي و … باعث میشوند تا دادگاه به مرد اجازه تجدید فراش و ازدواج دوباره دهد. با امضاء کردن شرط حق اجازه زن براي ازدواج دوباره شوهر، مرد حق ازدواج دوباره بدون اجازه همسرش را نخواهد داشت.

شرایط بالا از شرطهایی است که خانم‌ها میتوانند به نفع خود در قباله ثبت کنند. این شرایط اثرات زيادي در زندگی زوجین دارد، پس حتماً برای این که بعدا پشیمان نشوید از وکیل های آزموده کمک بگیرید.

 بیشتر بدانید: اهمیت توجه به شروط ضمن عقد

بیشتر بدانید: شرایط فسخ و ابطال عقد

بیشتر بدانید: شرایطی که زن می تواند طلاق بگیرد

منبع: بیتوته

 

« 1 2 3 4 5 6 7 8 9 »

جدیدترین پست ها

جستجو مطلب دلخواه در سایت

ورود کاربران عضو

شناسه کاربری:

رمز ورود :

  عضویت در سایت

جستجو درسایت

تماس با ما